۱۳۸۹ مرداد ۱۲, سه‌شنبه

به یا د پد ر


تو نیستی که ببینی

چگونه عطرتودرعمق لحظه هاجاری است

چگونه عکس تودربرق شیشه هاپیداست

چگونه جای تودرجان زندگی سبزاست

*

هنوزپنجره بازاست

توازبلندی ایوان به باغ می نگری

درختها وچمن ها وشمعدانی ها

به آن ترنم شیرین به آن ترنم مهر

به آن نگاه پرازآفتاب می نگرند

*

تمام گنجشکان

که درنبودتو

مرابه باد ملامت گرفته اند

تورا به نام صدامی کنند

هنوز نقش توراازفراز گنبدکاج

کنارباغچه

زیردرختها

لب حوض

درون آینه‌ی پاک آب می نگرند

*



به خواب می ماند

تنهابه خواب می ماند

چراغ- آینه- دیواربی تو غمگینند

تونیستی که ببینی

چگونه بادیوار

به مهربانی یک دوست ازتومیگویم

تونیستی که ببینی چگونه ازدیوار

جواب میشنوم

*

تونیستی که ببینی چگونه دورازتو

به روی هرچه درین خانه است

غبار سربی اندوه بال گسترده است


(اشعار از فریدون مشیری)

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۹, چهارشنبه

لرستان سرزمین زیبایی ها



سرزمین کنونی لرستان با گستره ای نزدیک به 30 هزار کیلومترمربع در جنوب غربی ایران و در میان قلل زاگرس میانی واقع شده است.لرستان یکی از کهن ترین زیست گاههای بشردر دوران پیش از تاریخ به شمار می آید غارهای پیش از تاریخ دره خرم آباد ,نقوش صخره ای هومیان ومیرملاس در کوهدشت تنها بخشی از صدها اثر تاریخی لرستان به شمار می آیند.

لرستان از نظر جاذبه های طبیعی یکی از استانهای مهم کشور به شمار می آید رودهای سرکش سیمره ,کشکان و سزارونیز گوههای بلند وبرف گیرگرین ؛اشترانکوه وسفید کوه...دریاچه فیروزه ای گهر؛ آبشارهای هفت گانه
(آب سفیددر63 ک م چنوب شرقی الیگودرز؛آبشار چکان در95ک م جنوب غربی الیگودرز؛آبشار بیشه 35ک.م جنوب درود؛آبشارنوژیان 51ک.م جنوب شرقی خرم آباد؛آبشار وارک 61 ک.م جنوب شرقی خرم آباد؛آبشار گریت در فاصله ۵۰ کیلومتری از مرکز شهر خرم‌آباد و در ۳۰ کیلومتری ایستگاه راه‌آهن سپید دشت و آبشار آفرینه 20ک.م معمولان پل دختر) ؛تونل برفی ازنا؛تالاب پل دختر؛ سراب کهمان الشتر؛سراب ونایی بروجرد وصدها اثرطبیعی دیگرنشان دهنده جایگاه استان از منظر جاذبه های طبیعی میباشد.

در اردیبهشت ماه امسال همراه همنوردان گروه یک کوهنوردی واسکی ذوب آهن فرصتی پیش آمد تا گذری براین پهنه از کشور مان داشته باشیم واقامتی کوتاه در کنار آبشارهای نوژیان ؛بیشه و سرانجام تله زنگ در حد فاصل لرستان و خوزستان.

آبشار نوژیان که از مرتفع ترین آبشارهای ایران است در ۵۱ کیلو متری جنوب شرقی خرم آباد (بخش پاپی)واقع است ارتفاعی حدود.95 متر و عرضی معادل 5متر دارد.برای رسیدن به آن در راستای جاده خرم آباد به خوزستان نرسیده به پمپ بنزین سمت چپ تابلویی مسیرآبشار رامشخص می کندبعداز گذشتن از روستا های ده باقر؛سرخده سفلی؛بریکوند و سنگ تراشان در انتهای جاده آسفالت به محوطه سر سبزی می رسیم با پوششی از درختان بلوط و گیاهان وحشی و رودی که از پیوستن دو نهر جاری از آبشار وچشمه پرآبی درسمت راست آن بوجود آمده است.از طریق دیگری نیز امکان دسترسی به محوطه وجود دارد وآن سفر با راه آهن جنوب وپیاده شدن در ایستگاه کشور و پیمودن جاده خاکی ایستگاه تا نوژیان است.آبشار در مختصات 33.22964 شمالی و048.57493 شرقی قراردارد.

بعد از یک شب اقامت در نوژیان راهی آبشار بیشه شدیم. . این آبشار در دل کوههای زاگرس در شهرستان دورود قرار گرفته است و فاصله آن تا شهر دورود ۳۵ کیلومتر است. این آبشار در کنار راه آهن تهران-خوزستان و در نزدیکی ایستگاه بیشه قرار گرفته است و با چشم اندازی زیبا یکی از نادرترین و زیباترین آبشارهای استان لرستان است . ارتفاع آبشار ۴۸ متر تا نقطه برخورد با زمین است و ۱۰متر نیز از آنجا تا وصل شدن به رودخانه سزار می باشد و عرض تاج آبشار ۲۰ متر می باشد. در بالای آبشار ، روبروی ایستگاه چشمه های پر آب متعددی دیده می شود که از دل کوه می جوشند و زمزمه کنان از وسط ایستگاه قطار گذشته و آبشار بیشه راتشکیل می دهند هوای خنک و با طراوت ،سرسبزی و شادابی کوههای بلند و دلنشین بیشه را به یک منطقه دیدنی و جذاب برای گردشگران تبدیل کرده است . در پائین ایستگاه و در دل درختان بلند جویبارهای صاف و زلال


،اقامتگاه های چوبی و زیبائی در اختیار بازدید کنندگان قرار می گیرد و مسافران و علاقمندان در آنجا به استراحت می پردازند . علاوه بر این اقامتگاه ها مسافران می توانند در پائین آبشار و روبروی ایستگاه چادر برپا نمایند و به استراحت بپردازند برای رسیدن به بیشه می توان فاصله 35 کیلومتری درود به بیشه رابا قطار طی کرد ویا از طریق جاده ای آسفالته ازخرم آباد به بیشه رسید. این آبشار در مختصات 33.35421شمالی و048.85781 شرقی قراردارد.بعد از اقامت یکروزه گروه با قطار عازم ایستگاه تله زنگ شدند تا راهی آبشارزیبا تله زنگ شوند ومن که قبلا آنجا را دیده بودم پس از شب مانی در بیشه با اتوبوس به خرم آباد بازگشتم وبعد از اقامتی در دره زیبای کاکارضا در 15ک.م جاده خرم آباد به الشترراهی ایستگاه راه آهن درود شدم تا با همنوردان عازم اصفهان شوم.

منابع .راهنمای نوروزی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری لرستان ؛ راهنمای گردشگری الیگودرز؛ یادداشتهای نگارنده



۱۳۸۹ فروردین ۱۵, یکشنبه

۱۳۸۸ اسفند ۲, یکشنبه

پياده روي در جزيره هرمز

براي دومين بار بود كه با گروه كوهنوردي ذوب آهن راهي جزيره هرمز ميشديم .حدود 11 شب 21/11/88 اصفهان را بسوي بندر عباس ترك كرديم اتفاق خاصي در طول مسير پيش نيامد وميشد در موعد تعين شده به بندر رسيد ولي بعد از گذشتن از حاجي آباد آشفتگي در ترافيك نمايان شد كه دليل اصلي آنرا ميتوان در بي توجهي پاره اي از هم ميهنان گرامي دانست كه جاده را ملك پدري فرض ميكنند وبهر طريق كه دوست دارند خر خود ميرانند! بن بست ترافيكي ايجاد شده سبب شد تا فاصله قبل از تونل تا گنو 7 ساعته طي شود و بناچار اقامت پيش بيني نشده در گنو را در بر داشته باشد ، اقامت در مجموعه زيباي تفريحي گنو وسپردن تن به آبگرم چشمه هاي گوگردي و شب ماني در گنو خستگي از تن بدر كرد تا در بامداد 23/11/88 راهي بندر عباس شويم.درياي آرام و هواي خنك صبحگاهي سقر كوتاه دريايي مان را دلپذير نمود. فاصله 18 كيلومتري بندرگاه پشوشهر(پشت شهر) تا اسكله هرمز را ميتوان با اتوبوس دريايي ويا قايق هاي تند رو ظرف 20 دقيقه طي كرد وپا به جزيره هرمز نهاد.اينبار گروههايي كه گذران در دامن طبيعت را بر گشت در بازارهاي شلوغ قشم و درگهان ترجيح ميدادند در جزيره پراكنده بودند كه در ورزشگاه ويا آلاچيق هاي پارك ساحلي چادر زده بودند آن روز به گشت در جزيره و بازديد از قلعه پرتقالي ها، شنا درآبهاي گرم خليج فارس در ساحل جزيره ومسابقه دوستانه فوتسال همنوردان گروه با تيمي از مردم خونگرم وصميمي جزبره كه قبلا توسط مسؤلين ورزشگاه هرمز تدارك ديده شده بود گذشت. روز بعد يكبار ديگر پياده پيرامون جزيره را طي كرديم ، جزيره زيبايي كه نه آب آشاميدني دارد نه سرسبزي ولي تا چشم قدرت ديدن دارد رنگ است و رنگ.براي پيمودن جزيره نياز به راهنمايي ويژه اي نيست كافيست يك سمت را انتخاب كني وبا پاگذاردن در ساحل پيرامون جزيره را بپيمايي ساحل خاوري ماسه ايي است و براي حركت در صبح مناسبتر، با توجه به زباله هايي كه بعد از پارك ساحلي در پاره اي از راه ريخته شده ما بعد از كارگاه تهيه پودر ماهي از جاده جد اشده ووارد ساحل شديم ، جاده اسفالته اي موازي ساحل وجود دارد كه اگر مايل به پيمايش با دوچرخه باشي گزينه مناسبي است.
پاسي از راهپيمايي گذشته شاهد برآمدن خورشيد از دل آبهاي نيلگون خليج فارسيم كه اشعه طلايي اش به زيبايي جزيره جلوه اي خاص مي دهد از كنار زيارتگاه خضر والياس مي گذريم تا در سمت جنوب شرقي به منطقه مرطوب باتلاقي ميرسيم كه از دو گذرگاه شمالي ‌‌‌ ‌‌‌‍[نزديك به جاده ساحلي كه پارسال از آن گذشتيم]ومسير جنوبي در امتداد ساحل ،اگر بخت ياري كند وسطح آب پايين باشد ميتوان به مسير ادامه داد وگرنه بايد بطرف بالا آمد ودر امتداد جاده تا مركزتحقيقات محيط زيست راه پيمود اين مركز تنها ساختمان در جنوب جزيره است كه در كنار آن پاركي ايجاد شده كه داراي امكانات مختصري است كه امكان چادرزدن و شب ماني راه فراهم مي كند. از اين ببعد منطقه كوهستاني است وصخره اي با غارهايي در كنار ساحل كه فقط در صورت پايين بودن سطح آب وعبور از ساحل قابل ديدن است.مسير در امتداد جاده طي ميشود وبعدبه کوه قرمز رنگي ميرسيم كه از ديرپا خاكش صادر ميشود و مردم محلي از خاک سرخ آن به عنوان ادويه در طبخ ماهي و نان و تهيه ترشي و مربا استفاده مي کنند.مردم محلي اين کوه را «دلک» مي نامند.اين کوه در جنوب جزيره هرمز قرار گرفته و از خاک آن در صنايع سراميک سازي و رنگسازي نيز استفاده مي شود ،راه را ادامه ميدهيم تا مجدد به ساحلي ميرسيم كه مناسب تن به آب دادن وبعد محوطه اي كه دستان هنرمندان هرمزگان نقش قالي بر خاك كشيده اند از خاكهاي هزار رنگ جزيره وسيمرغي يادآور جلال وشكوه گذشته و بعد ادامه راه تا محل آغازين و.پايان 25كيلومتر پياده روي پر نشاط.

نميشود ازجزيره نوشت ويادي از گذشته پر افتخارش نكرد.

اين جزيره در دهانه تنگه هرمز در مدخل ورودي خليج فارس از درياي عمان بين مختصات جغرافيايي "10 '25 º56 تا "08 '30 º56 طول شرقي و"07 '02 º27 تا "25 '06 º27 عرض شمالي واقع شده است. مساحت گسترده خشکي جزيره 55/42 کيلومتر مربع و طول خط ساحلي آن 15/30 کيلو متر مي باشد.

متوسط بارندگي سالانه 108 ميلي متر و ميانگين دماي سالانه 12/27 درجه سانتيگراد است، ميانگين رطوبت نسبي سالانه جزيره نيز 6/70 درصد ميباشد (سالنامه آماري استان ،1384). جزيرهٔ هرمز در وسط مرتفع وشامل تپه و کوه‌های آتشفشانی و نمکی است بلندترین نقطهٔ آن ۲۱۰ متر ارتفاع دارد ، اطراف آن را جلگه‌های پست و همواری پوشانده‌است ،
اين جزيره از لحاظ نظامي، سياسي، اجتماعي، اقتصادي و زيست محيطي داراي ارزش و فرصت هاي فراواني است. وجود معدن خاک سرخ، حضور بيش از 5700 نفر سکنه در جزيره، چشم انداز زيباي زمين ساختي، تنوع چشمگير کاني ها و رخنمودهاي زمين شناسي، وجود آبسنگ هاي مرجاني، سواحل صخره اي، غارهاي دريايي و شکل و جنس متنوع کرانه هاي ساحلي در کنار پوشش گياهي بومي و حيات وحش ساکن در اين جزيره و برخي يادمان هاي تاريخي و فرهنگي پيوند خورده با زندگي بومي از جمله ويژگي هايي است که مي تواند طبيعت گردان را به خود جلب کند
املای صحیح آن هرموز یا هرمزد برگرفته از کلمات خورموز یا خورموغ به معنی لنگرگاه و بندر ایالت موغستان (میناب) بوده است هرموز اصلاً نام بندری معتبر در مصب رود ميناب با خلیج فارس بوده است. شهر میناب کنونی برروی خرابه‌های این بندر ساخته شده است. هرموز قدیم در اوایل عهد مغول تجارت پر رونقی داشته است. با هجوم مغولان در حدود سال 700 هجری، مردم شهر هرموز ابتدا به جزیره قشم و سپس به جزیره هرموز که در آن زمان زرون (معرب آن جرون که بعدها نام بندری در محل بندر عباس کنونی شد و به تلفظ پرتغالی بندر گمبرون خوانده شد) نام داشت کوچ نمودند و شهری در آن بنا کردند و نام آنرا به یاد شهر قدیم خود هرموز گزاردند.
به تدریج و طی قرون بعد این شهر نام خود را به همه جزیره داد و بندر جرون (گمبرون بعدی) نام خود را از آن وام گرفت. عظمت شهر و جزیره هرموز به قدری شد که دو قرن بعد و تا زمانی که توسط پرتغالی‌ها اشغال شد مرکز ایالات خلیج فارس از جمله بحرین بوده است.
در سال ۹۰۹ یک دریانورد پرتغالی به نام آلبو کرک (Alfonso de Albouquerque) که به مستعمرات پرتغال در آسیا سفر کرده بود بر حسب اتفاق گذرش به خلیج فارس افتاد و با آن نواحی آشنایی پیدا نمود و بلافاصله با حضور در دربار مانوئل پادشاه پرتغال طرح خود برای اشغال جزایر خلیج فارس را ارائه نمود و به تصویب رساند. او در سال ۹۱۲ به خلیج فارس بازگشت و پس از کشتار و وحشیگری فراوان موفق به فتح هرموز در سال ۹۱۳ گردید و قلعه‌ای در جزیره هرمز ساخت
مردم هرمز در طول سالهای اشغال مکررا سر به شورش برداشتند که مهم‌ترین این شورشها مربوط به سالهای ۹۱۹ شمسی ، ۹۲۵ شمسی ، ۹۲۸ شمسی و ۹۵۷ شمسی بوده اند. جزیره در سال ۱۰۳۱ توسط یکی از امرای شاه عباس به نام امام قلی خان از اشغال خارج و آزاد گردید . هم اکنون آثار و خرابه‌های ابنیه و قلعه پرتغالی‌ها و توپهای آن در شمال جزیره در نزدیکی آبادی‌های فعلی دیده می‌شود.

. هرمز امروز به هیچ عنوان رونق گذشته را ندارد(تاريخجه بر گرفته از ويكييديا)
مطالب مرتبط• www.mosaferan.ir/main.asp?ID=00700

۱۳۸۸ دی ۱۲, شنبه

صعود زمستاني

برنامه صعود در تاريخ 11/10/88 گروه يك كوهنوري واسكي ذوب آهن اصفهان به قله كركس بهانه اي شد بر اين پينوشت
كركس قبلا به كرات در شرايط مختلف جوي واز مسير هاي گوناگون توسط گروه پيموده شده بود و شناخت عمومي ازين قله سربركشيده بر آسمان در مركز ايران جايي براي بيان شرح يك صعود باقي نمي گذارد ولي مشكلي كه در بدو ورود به پناهگاه براي يكي ازهمنوردان جوانمان بدليل عدم توجه به مواردي كه يك صعود زمستانه را از صعود در ساير فصول متمايز مي كند پيش آمد و با ياري همه همنوردان حاضر در برنامه ختم به خير شد سبب شد كه بجاي گزارش برنامه مطلبي را كه آقاي علي پارسايي در فصل نامه كوه ودر تارنماي خود با عنوان (زمستان-احتياط-پيشگيري) آورده اند ودرچند تارنماي ديگر عينا ويا با افزودن مطالبي به آن نقل شده انتشار دهم


لازمه کوهنوردی فنی در زمستان دقت بیشتر و رعایت نکات ایمنی و همچنین تدارک مناسب است. هنگام بستن کوله خود برای یک برنامه زمستانی ( خواه فنی خواه ساده ) باید به یاد داشته باشیم هیچ وقت نمی توان با قاطعیت در زمستان طول یک برنامه را پیش بینی نمود . به همراه داشتن لوازم زیر در زمستان در کوله هر کوهنوردی در برنامه های کوتاه ایمنی او را بالا می برد:
فلاسک مناسب با روکش : یک نوشیدنی گرم می تواند در شرایط بد نیرو و انرژی شما را به حد چشم گیری بالا ببرد . حتما فلاسک خود را در داخل یک کاور فوم عایق و یا حداقل یک جوراب پشمی مناسب قرار دهید . این کار گرمای فلاسک شما را تا مدت زیادتری حفظ می کند.
یک وعده اضافی غذای کنسروی : مدت برنامه شما هرچه باشد غذا بیشتر با خود ببرید . وجود یک کنسرو چندان کوله شما را سنگین نمی کند اما اگر لازم شد می توان انرژی کافی برای فعالیت را به ما بدهد.
قمقمه آب بزرگتر : در زمستان بدن کوهنورد بسیار بیشترعرق می کند ( هر چند این امر خیلی محسوس نیست ! ) اما نوشیدن آب کافی می تواند روند چرخش خون شما را مناسب تر نماید.
دستکش و کلاه اضافه : اگر در طوفان مدت زیادی مجبور بودید از سنگ ها صعود کنید یا تبر یخ در دست داشته باشید کم کم دستکش شما یخ می زند . آن را قبل از اینکه دستانتان سرد شوند با جایگزین خشک تعویض کنید . می توانید دستکش یدکی را در داخل لباس خود بگذارید تا با دمای بدن شما گرم شود.
یک چراغ قوه مناسب : بهمراه داشتن یک چراغ قوه مناسب سبک همواره در تاریکی زودرس زمستان چاره ساز بوده است . قبل از عزیمت به کوه باتری آن را مورد بازبینی قرار دهید.
پریموس و ظرف : فلاسک شما هرچه قدر که خوب باشد باز ظرفیت محدودی دارد . بهمراه داشتن چراغ گاز مناسب در بیتوته های اجباری می تواند کار ساز باشد . اگر مدل های گازی استفاده می کنید با خود یک یا دو شمع بهمراه ببرید. گاز در سرما یخ می زند و حرارت شمع در زیر آن می توان به توان حرارتی آن کمک کرد.
یک زیر انداز با اندازه مناسب : اگر مجبور به بیتوته شدید یک زیر انداز عایق بخوبی مانع تماس بدن شما با زمین و در نتیجه حفظ دمای بدن شما می شود.
قطب نما : حتی اگر نقشه مناسب از منطقه ای که قصد صعود از آن را دارید در دست نباشد در شرایط برف گیجه ( Witheout ) که مه و طوفان دید شما را به صفر کاهش داده دانستن جهت شمال می تواند راهگشا باشد.
لباس گرم اضافه : هیچگاه به لباسی که حین صعود به تن دارید اکتفا نکنید . این لباس حین صعود به علت تعریق بدن نمدار می شود و هنگام استراحت شما را سرد خواهد کرد. به همراه داشتن کت پر – نیم کت و یا یک دست پولیور پلار مناسب می تواند در زمان ایستادن و استراحت شما را به خوبی گرم کند.
روکش دستکش : دستکش های پلار و پشمی در هر حال خیس می شوند . یک جفت روکش دستکش می تواند دستکش های زیری شما را مدت بیشتری گرم نگاهدارد.
یک جفت جوراب اضافه : در صورت خیس شدن جوراب ها می تواند شما را گرم کند و همچنین در هنگام بیتوته ( بیواک ) اگر شرایط اجازه بدهد تعویض جوراب شما را تا حد زیادی گرم می کند.
عینک مناسب : عینک زمستانی در کوه باید دارای حفاظ دور چشم برای جلوگیری از نفوذ باد و بوران باشد.
طناب انفرادی و کارابین : به هر حال کاربرد خاص خود را دارند و اگر روزی مورد نیاز باشند و در کوله نباشد به ارزش آن پی می بریم !!
نیمه یخ شکن : بسیاری از معابر کوهستانی ایران به خصوص در روزهای جمعه به علت تردد بسیار لغزنده است. بهمراه داشتن و استفاده از آن بخصوص در صبح دم و غروب می تواند جلوی سر خوردن را بگیرد.
باتوم راهپیمایی : وسیله سبک و کارا در برف کوبی و همچنین بیمه کننده درازمدت سلامت زانوی شما. آنرا هیچگاه از فهرست لوازم خود حذف نکنید.
سوت : برای پیام دادن به دیگران در هنگام مه و برف گیجه هیچ وسیله ای بهتر از آن اختراع نشده است. توجه کنید سوتی که بهمراه می برید از آن دسته سوت های موسوم به پیش آهنگی باشد که مانند استوانه داخل آن خالی است مدل های دیگر سوت در سرما یخ می زند.
مسیرهای فنی : مسیر های فنی در زمستان با آنچه در تابستان صعود کرده ایم بسیار تفاوت دارند . یک مسیر ساده۵۰۷ تابستانی هنگامی که در زمستان یک لایه برف و یخ بر روی آن قرار می گیرد بسیار شاق می شود . حتما قبل از درگیری با یک مسیر فنی خود را از لحاظ جسمی و روحی برای صعود آن آماده کنید. آشنایی با تکنیک های DryTooling ( صعود با ابزار یخنوردی بر روی سنگ ) در جاهایی که بعلت سرما نمی توان از دست برای گیره گیری استفاده نمودبسیار مناسب است.
طناب : در زمستان اکثر طناب های معمولی یخ می زنند وکار با آنها بسیار دشوار می شود . اگر امکانش را دارید از طناب هایی با فن آوری Dry Cover و یا Dry Golden استفاده کنید. این طناب ها نه یخ می زنند و نه خیس می شوند. در بدترین شرایط باران و برف به هیچ عنوان شما حس نمی کنید طناب خیس است. دستکش های شما در هنگام تماس با طناب خیس نمی شوند و این امر بسیار بسیار به ایمنی سعود می افزاید.
روکش کلیه این رده از طناب ها با پوسته مولکولی مقاوم در دمای بالا پوشیده و محافظت شده است . Dry Cover از رشته رشته الیاف روکش به وسیله پوشش های شیمیایی نگهداری می نماید و این پوشش صرفا متکی بر نایلون بکار رفته در آن نیست بلکه توسط رشته مولکولهای پلیمری ، حفاظی غلاف مانند را فراهم می آورد و جهت حصول اطمینان از دوام طناب روکش آن با پیوندهای شیمیایی مولکولهای پلی آمید مستحکم شده اند.این نوآوری موجب افزایش مقاومت طناب در برابر فرسایش در موقعیت های متفاوت می گردد . به عنوان مثال در برابر عواملی چون سقوط ها – نقاط سایش – گل و لای – سنگ ریزه و ماسه و رطوبت برف و یخ عمر مفید طناب بطرز چشم گیری بالا می رود.
نکته : بیاد داشته باشید ابزار حمایتی صفحه ای ( Atc و Plate Amgic و یا GiGi ) چندان در طناب های یخ زده خوب عمل نمی کنند. و استفاده آن ها مهارت و توجه زیادی را می طلبد.
به همراه داشتن ۲۰ تا ۳۰ متر ” نیم طناب ” می تواند در مکان های لازم حمایت مناسب را برای نفرات ضعیف تر محیا کند. با یک کلنگ و استفاده از کارابین می توان در یک شیب تند نفرات را به سرعت حمایت نمود . ( توجه داشته باشید که نقش این حمایت بیشتر جنبه روانی دارد).
صندلی : حتما از صندلی های تنظیم شونده استفاده کنید . ممکن است لازم باشد بعلت سرما همه لباس های خود را بپوشید و بعد صندلی را ببندید.
کلاه کاسک : در صعود های فنی زمستانه از واجبات است . بعنوان توصیه بد نیست صبح هنگام شروع مسیر فنی چراغ پیشانی خود را برروی آن متصل کنید . شاید آنقدر گرم کار باشید که متوجه نشوید کی هوا تاریک شده و در آن زمان درآوردن چراغ از کوله پشتی کار چندان ساده و راحتی نیست.
کرامپون : قبل از صعود کرامپون های خود را بازبینی کنید به خصوص پیچ های آن را اگر لازم بود دندانه های آن را تیز کنید . مطمئن باشید کرامپون شما بدرستی برای کفش شما اندازه شده است.
کلنگ ، تبر و چکش یخ :پیچ آن را باز بینی و محکم کنید و تیغه های آن را در صورت نیاز تیز کنید. اندازه بندها و خود بندها را بخوبی کنترل کنید . اندازه بند را با دستکشی که می خواهید با آن صعود کنید تنظیم کنید.
پیچ های یخ : از سالم بودن رزوه ها – نیش های سرپیچ و محور اتصال مطمئن شوید. بعضی پیچ ها برای محافظت یک سرپوش دارند. قبل از شروع صعود آن را باز کنید.
ابزار حمایت میانی : با توجه به شرایط مسیر و تجربه شما انتخاب می شوند . اگر فرند به همراه می برید آن ها را قبلا تمیز کنید . بعضی از فرند ها ساختار خاصی دارند که برای جاگذاری باید با یک انگشت اهرم آن ها به پایین کشیده شود. این رده از فرند ها برای صعود در زمستان و با دستکش مناسب نیستند. شما احتیاج بهراه بردن آچار کیل ندارید، تیغه های تبر شما بخوبی کار این ابزار را انجام می دهند.
قبل از حرکت تمام زیپ ها بست ها و سگک های کوله پشتی – گتر – لباس های بادگیر خود را چک کنید . و از صحت عملکرد آنها مطمئن شوید. همچنین بازبینی کفش قبل از صعود و ترمیم آسیب های احتمالی آن خالی از فایده نخواهد بود.
برگرفته از:فصل نامه کوه نگارنده : علی پارسایی
http://parsaei.com
http://rockclimbing.ir
http://wiki.pakoob.com

۱۳۸۸ آذر ۸, یکشنبه

گشايش مسير جديد براي صعود به قله شاهكوه اصفهان

همزمان با بيستمين سالگرد برپايي گروه كوهنوردي واسكي در باشگاه فرهنگي وورزشي ذوب آهن اصفهان، به همت و سرپرستي استاد حسين جمالي سر مربي با سابفه و گرامي گروه كوهنوردي واسكي ذوب آهن وهمكاري اعضا گروه ضمن گشايش مسير تازه اي درمختصات N=32.48193 E=051.69476 براي صعود به قله شاهكوه ازارتفاعH=2098m ونصب تجهيزاتي جهت صعود ايمن، مسيري ديگري نيز ايمن سازي گرديد.


.

مسير جديد كه بحق توسط افراد گروه بپاس فدرداني از آقاي جمالي (كه در راه آماده سازي آن عاشقانه زحمت كشيدندو اكثر تجهيزات را نيز شخصا تامين كردند) بنام استاد حسين جمالي نام گذاري گرديده بود ،بنا به پيشنهاد ايشان جهت گراميداشت خاطره دوتن ازكوهنوردان جوان اصفهاني كه در جبهه هاي جنگ تحميلي شهيد گرديدند،تغيير نام داد.


مسير سمت راست (1 -الف)بنام شهيدمحمد نصراصفهاني و مسيرسمت چپ (1 -ب)بنام شهيد حسين صادقي


.
گروه ضمن آرزوي بازگشت سلامت براي آقاي مهرداد جمالي كه ازكوهنوردان واسكي بازان ماهرگروه هستند ومتاسفانه بعلت حادثه اي ضمن شنا دچار صدمه جسمي شده اند مسير دو را بنام ايشان نامگذاري نمود وچشم براه روزي است كه هنگام صعود ازاين مسير و ساير قلل ديگر اين همنورد را در كنار خود داشته باشد.

۱۳۸۸ آبان ۲۰, چهارشنبه

گشتي ودرنگي در حاشيه دشت كوير

پس از گذري بركوير مرنجاب ،رفتن به مصر و روستاهاي حاشيه دشت كوير دومين تجربه كويرگردي گروه يك كوهنوردي واسكي باشگاه فرهنگي ورزشي ذوب آهن اصفهان بود كه در برهه زماني 13 تا15 آبانماه 1388 اتفاق افتاد.
هر چند بازديد از كوير مرنجاب تصور گنگ مان از گستره خشك و بي آب وعلف كه گرماي طاقت فرسايش جان از تن بدر مي كند و سرابش آرزوي آب اندكي را بر لب هاي تشنه ات ميگذارد به محلي كه ميتوان در آن پاسي پاييد و در ماسه هايش غنود و آسمان پر ستاره اش را نظاره گر بود بدل كرده بود ولي با اينهمه باز وقتي صحبت از مصر وقرحزاد و دشت كوير ميشود همان باور جاي خوش كرده در ذهن خودنمايي ميكند وتصوير مبهم از آنچه در پيش روست هم نگرانت مي كند وهم مشتاق ،
در 15 كيلومتري خور بعد از گذشتن از فرخي از جاده نايين طبس جدا ميشوي وراهي جاده اي باريك و آسفالته ،دو طرف جاده را تپه هاي ماسه اي و بوته هاي پراكنده تاق و گز پر كرده و تركيب رنگ آبي آسمان وخاكي زمين وسبزي بوته ها چشمت را نوازش مي دهد و آرامشي بر جانت كه خستگي راه را فراموش مي كني. پس از طي مسيري حدود 20 كيلو متر به امير آباد مي رسيم ، مزرعه كوچكي با آب جاري از قنات و كشتزارهاي كوچك ودرختان تاق وسنجد ونخلهاي خشك شده از سرماي سال قبل و گاوداري اي كوچك
فاصله 2.5 كيلومتري اميرآباد -مصر سريع طي مي شود كه تابلويي ورودت را به روستاي توريستي مصرخوش آمد مي گويد. روستايي با بلوار ورودي تازه ساز با پياده رويي از بلوك سيماني و خشت هاي پخته
در وسط و رختشويخانه و مدرسه اي در انتها كه پشت به نخلستان خشكي كه جاذبه روستا بوده والبته تامين كننده خرما ي اهالي.
بناهاي روستا مانند تمام ساختمانهاي حاشيه كوير از خشت وگل ساخته شده با سقفي قوسي بجز ساختمان هاي جديد عمومي كه با نماي آجريشان وصله اي ناجورند بر معماري اصيل . و جالب آنكه ديوارهاي گلي پشتي مسجد با تيغه آجردر حال ترميم است كه اين ناهماهنگي را به كوچه هاي داخلي نيز رسوخ ميدهد.
روستاي مصر كه شايد قدمتي بيش از 100سال نداشته باشد بنام چوپاني كه بنيان گذارش بود به مزرعه يوسف وبعد به روستا چاه دراز (بخاطرمسير طولاني كه آب قناطش طي ميكند)وسپس به مصرتغيير نام داده نام اخير به روايتي شايد بخاطر داستان يوسف پيامير و اقامتش در مصربوده است.
بازسازي تعدادي از ساختمان هاي روستاي مصر و فرحزاد باحفظ فرم سنتي و افزودن امكانات رفاهي و بهداشتي كه بهمت مالكين صورت گرفته محلهاي مناسبي را براي سكونت فراهم نموده و اگر طاقت گرماي روز وسرماي شب را داشته باشي اقامت در چادر نيز گزينه اي ديگر است،اگر اهل شترسواري باشي ميتوان گشتي كوتاه با شتر در حاشيه كوير داشت و ياد آور كاروانهايي كه ساليان دراز اين پهنه را در مسير جاده ابريشم پيموده اند.
شب را با راهنمايي ابراهيم پسر آقاي حسن افضل (مالك ساختماني كه در آن ساكن شده ايم) با گذشتن از فرحزاد و چاله سل كنون(كه بعلت استخراج سنگي بهمين نام كه خاصيت نفوذ ناپذيري آب رادارد ايجاد شده ) و استقرار بر روي تخت عباسي يكي از تپه هاي اطراف كه با ماسه محصور شده و دركنارشعله هاي آتشي چنان غرق در آسمان پر ستاره و سكوت كوير ميشوي كه گذر زمان را حس نمي كني واگر سرماي هوا بهوشت نياورد گذر شب را برنمي تابي، به مصر باز مي گرديم تا روز بعد مسير ديگري را تجربه كنيم.
روز پنجشنبه از جنوب مصر وارد كوير مي شويم تا پس از گذشت از از نيزار وگردشي در كوير به فرحزاد در شمال مصر برسيم، در مسيري با تپه هاي ايجاد شده از ماسه هاي روان كه نوازشي است بر پاي برهنه ورها شده از قيد پاپوش و زير تايش خورشيد كه گرمايش را به جان ميخري تا سرمست از حضور در طبيعت شوي والبته سايه هاي كوتاه بوته ها كه قرصت استراحت كوتاهي وتجيديد قوا براي ادامه راه برايت فراهم مي كند.پس از سپري كردن مسافتي نسبته طولاني بر فراز تپه اي ماسه اي فرحزاد را در پيش رو داري با جويباري جاري در آن و استخر پرورش ماهي و چند ساختمان مسكوني آماده شده براي اقامت كوير گردان.
درزير آلاچيقي كه با برگهاي نخل پوشيده شده و بروي نشيمنگاههايي از تنه درختان خرما لحظه اي درنگ ميكنيم وبا گپي دوستانه با آفاي طباطبايي كه مالك مجموعه است به مصر بازميگرديم با قصد بازگشت.
پس از توقف كوتاهي در خور و صرف نهار در كنار پاركي كه در كنار آب جاري قنات ودر سايه درختان نخل بازديدي از كوير نمك در 45 كيلومتري جاده خور-طبس داشتيم و گردشي بر سطح نمكزاري كه با چند ضلعي هاي منظم از خاك و بلور نمك بصورت طبيعي فرش شده و نگاهي برخاك زيرور شده همراه با بلورهاي نمك كه از فشار خروج آبهاي زيرين سطح كويركه با گرماي تابش خورشيد بجوش آمده وبا فوران خود اين پديده را ايجاد كرده.
بازگشت باصفهان را به پيشنهاد آقاي رحماني يكي از همنوردان كه بزرگ شده منطقه است و آشنا با آن ودر اين سفر سرپرستي برنامه را داشت واز پذيرايي گرمش بهره مند شديم مسير ديگري را براي بازگشت پيش گرفتيم مسيري كه ساليان دراز گذرگاه كاروان هايي بود كه شرق را به مركز ايران زمين متصل مي كرد با روستاهايي بقدمت تاريخ پرافتخار اين مرزوبوم - گرمه ،اورديب ،ايراج با قلعه هاي قديمي باقيمانده از دوران ساسانيان وقبل از آن با بنا ها و كوچه هاي باريك وپر پيچ وخم و سرپوشيده از خشت وگل كه عبور مهاجمان را دشوار مي نمود واهاتي با صفايي كه لهجه ويژه شان نشاني ازگويش پهلوي دارد.
آب گرمه ونخلستان زيبايش كه چند سال پيش دچار حريق شده بود از چشمه هايي كه از دامنه كوه حصبي جاريست ودر استخر زيبايي در كنار قلعه باستاني جمع ميشود تامين ميگردد. در گرمه نيز با همت آقاي مازيار آل داود مجموعه زيبايي جهت اسكان ايجاد شده اين مهمانسرا ساختمان قديمي بزرگي است كه با حفظ معماري سنتي بازسازي شده است. بهمت اهالي ،حسينيه، مسجد ومدرسه اي ايجاد شده كه بالطبع با معماري متفاوت با بافت قديمي .
ايراج نيز روستاي بزرگيست در مسير،با قلعه اي قديمي و ساختمانهايي سنتي والبته خياباني آسفالته وبناهايي از آجروآهن در ورودي روستا و با چشمه ها ي متعدد آب وباغهاي زيبا يي از نخل وانار و انجير كه وقتي از كوچه باغها كه پايين قلعه قرار دارند ميگذاري بسختي ميتوان تصوركرد كه در حاشيه كوير قرار داري و نهايتا باز ياب روستايي جدا افتاده از مسيرمان كه بخاطر وجود آب گوارايش كه آب شرب خور وروستاهاي اطراف را تامين ميكند از اهميت خاصي در منطقه برخوردار است.مجددا به جاده برمي گرديم و راهما ن را به هفت تومان وچوپانان ادامه مي دهيم و وارد جاده خور نايين ميشويم .

۱۳۸۸ مهر ۲۷, دوشنبه

پير غا ر-چشمه د يمه

در كوه گشتي خانوادگي با همكاران شركت مهندسي فولاد تكنيك در تاريخ23/7/88راهي چهارمحال وبختياري شديم پس از گذر از شهركرد (مركز استان) در امتداد جاده گوهرنگ درنگي در فارسان
داشتيم و تفريحگاه زيباي پيرغا ر
" گردشگاه پيرغار " در مجاورت روستاي ده چشمه از توابع شهرستان فارسان ( در 5 كيلومتري جنوب شهر فارسان ) و 37 كيلومتري شهركرد واقع گردیده ، چشمه پرآب، سايه سار درختان، آبشار زيبا، كوههاي اطراف، هواي پاك و خنك و نيز غار موجود، و: سه سنگ نوشته تاریخی ( کتیبه ) مجموعه زيبايي را بوجود آورده كه ميتوان ساعتها دركنارآن در آرامش بسر برد
.
كتيبه ( سنگ نوشته ) تاريخي كه قدمتي صد ساله دارد و قسمتي از حوادث دوران مشروطيت را 3تداعي مي‌كند ، بر روي قسمتي از تپه سنگي مشرف به گردشگاه به خط نستعليق حكاكي شده وبشرح لشكر كشي بختياري ها به تهران و اصفهان و نقش سرداران بختياري در سركوبي استبداد صغير و سقوط محمدعلي شاه در واقعه مشروطيت می پردازد اين كتيبه ها به دستور سردار اسعد و سردار ظفر از رهبران مشروطه خواهي بختياري نوشته شده است. غار مجاور آنها در نزد اهالي از تقدسي برخوردار است كه سطوح مومي ديواره ها نشاني است از افروختن شمعهايي براي برآورده شدن حاجتي وگواهي بر اين باور

پس از صرف صبحانه و گردشي در محل به راهمان بسوي كوهرنگ ادامه داديم وپس از طي حدود60كيلومتر به چلگرد مركز شهرستان كوهرنگ رسيديم چلگرد نامي آشنا براي كوهنورداني است كه صعود به قلل زردكوه را در پيش دارند ويا قصد اسكي در پيستش در زمستان. آبشار تونلهاي كوهرنگ كه آب جاري كوههاي بختياري را به زاينده رود مي پيوندد نيز از جاذبه هاي توريستي چلگرد است.
در سمت راست جاده اصلي به جاده اي وارد ميشويم كه پس از 10كيلومتر گذر در آن به منطقه زيباي چشمه ديمه در نزديكي روستايي بهمين نام ميرسيم . آب زلال و گواراي چشمه ساران "ديمه" كه از دل خاک مي جوشدو مناظر زیبا و چشمگیر و فضاسازی اطراف چشمه ، این مکان را در ردیف زیباترین گردشگاههای شهرستان کوهرنگ قرار داده است چشمه ديمه، سرچشمه اصلي زاينده رود قبل از ايجاد تونلهاي كوهرنگ است. آب اين چشمه از گواراترين آبهاي جهان است و به باور اهالي خواص درماني (جلوگيري از پوسيدگي دندان و درمان سنگ كليه) را دارد•امکانات و تسهيلات تفريحی، گردشگری، راه دسترسي آسفالته، آب آشاميدني، سرويس بهداشتي، فضاي سبز، سكوي نشيمن ، پاركينگ، آلاچيق، همراه با هوايي پاك وخنك منطقه دل انگيزي را بوجود مي آورد كه ميتوان روز بلكه روزهايي را در كنار آن گذراند. تا عصر را دراين محل مانديم وسپس با ادامه مسير از جاده اي ديگر بطرف شهركرد و اصفهان رهسپار شديم.

۱۳۸۸ مهر ۱۴, سه‌شنبه

طارم (آب بر) به قلعه رودخان


بيست نفر از همنوردان گروه يك كوهنوردي واسكي ذوب آهن اصفهان چهارشنبه شب 8/7/1388اصفهان را براي رسيدن به منطقه طارم ترك نموديم ودر بامدادپنجشنبه در منجيل فرصتي پيش آمد تادور از محيط دود آلود شهر لطافت هواي پاك كوهستان را تجربه كنيم.در كنار پارك مشرف به درياچه سد سفيد رود ودر پناه درختان هميشه سبز زيتون صبحانه را صرف كنيم و در ساعت 30/7منجيل را جهت رسيدن به شهر آب بر ترك نمائيم.پس از گذشتن از گيلوان در ساعت 30/9وارد آب بر شديم، آب بردرمنطفه طارم زنجان ابتدا گذرگاههاي چندي است براي رسيدن به نقاط گوناگوني در استان سرسبز گيلان، وما مسير آب بر به قلعه رودخان را پيش گرفتيم.
از آب بر تا روستاي باكلور(بال كلور)را مي توان از دره اي كه بستر رود چيني لر (رود باكلور)است طي كردكه مسير زيبا و پر درختيست ولي با توجه به فراز تند دره وكوله سنگين شروع خسته كننده ايست بنابراين با كرايه دودستگاه نيسان جاده خاكي پرپيچ وخم آب بر تا باكلور راطي نموديمودر ساعت 15/10به دهكده باكلور رسيديم اسن روستادر ارتفاع 1350متري از سطح دريا قرار داردو زلزلهخرداد1369ويران واز سكنه خالي شد،اهالي به آب برويا شهرهاي ديگر كوچ نمودند ولي باغها پابرجاست و در تابستان عده اي از سكنه براي سركشي به آنها وهمچنين زنبورداري به روستا سزميزنند.با نگاهي كوتاه به باقيمانده روستا روشنگر اين نكته است كه بيشينه تلفات در رويدادهاي ناگوارطبيعي به جهت نامناسب بودن ساختمانهاي مسكوني است استواري مسجد وساختمان آجري ذيگر در روستا گواه بر اين گفتار است.
باكلور در محل پيوستن دو رود هزار و كوثر ايجاد شده كه از پيوستن دو رود پيش گفته رود باكلور بوجود مي آيد. ميتوان از روستا دو مسير را انتخاب كرد مسير شمال خاوري كه پس از گذشتن از رود وگذز از روستا امكان پذير است ومسير شمال باختري كه بدليل امكان ناپذير بودن گذر از رود برگزيديم كه مسيري درازتري است بنابراين در راهي باريك كه براي ساخت خط لوله آب ايجاد شده بود ودر راستاي خط لوله وچاهكهاي فشارشكن تا محل سازه هاي بتني هدايت آب طي طريق كرديم (ساعت 12.00) واين آخرين جايي است كه ميتوان با ماشين بدان رسيد.
در امتداد دره اي در جهت چپ لولهبه بالا حركت كرديم وپس از طي مسافتي به درياچه اي ميرسيم كه بعلت رانش زمين در زمان زلزله وبا پرشدن خروجي رود ايجاد شده است.از سمت جنوب درياچه بسوي بالاوسمت شمال خاوري وارد دره ككمه مي شويم (احتمالا حركت در امتداد درياچه به سمت شمال نيز مسير ديگري است كه با بدست آوردن اطلاعات از اهالي ميتواند مورد استفاده قرار گيرد) دره ككمه مسيري پرفراز وصخره اي است با پوشش كم گياهاني چون انگور وحشي،تمشك ،زرشك، گلپروكوكنار(خشخاش وحشي) وبگفته اهالي حيوانات وحشي چون خرس، پلنگ ،گراز،آهو وكل ..در زمان بالا رفتن ازدره، قله سه سنگان كه از ستونهاي سنگي تشكيل شده در سمت چپ نمايان است.

حدود ساعت17.00به بالاي دره وبه گردنه مهدي خاني ميرسيم ،مسير طي شده از درياچه تا اينجا در اين زمان از سال خشك است با يكي دو چشمه كم آب ،با توجه به نزديكي غروب آفتاب با آنكه چشمه ساري در اطراف نبودجهت شب ماني بر روي گردنه چادر زديم (ارتفاع 2400). باد ملايمي كه در ابتدا شب ميوزيد در نيمه شب شدت يافت وسپس با باراني همراه گشت كه تا بامداد ادامه داشت،پس از برچيدن چادرها هرچند اطراف را مه گرفته بود به رفتن ادامه داديم،در پايين گردنه راه پايكوبي بود كه ما سمت باختر را انتخاب وراهي شديم پس از گذشتن از دره علي اولان (علي مرده ) به ييلاق واژارگاه (بمعني گردنه باد) در ارتفاع 2500متري ميرسيم ، منطقا ديگر خشكي مسير روز قبل را ندارد محيطي سبز با چشمه اي آب واطاقهاي ساخته شده از سنگ بصورت خشكه چين كه گاجه ناميده ميشود، باتوجه به سردي هوا كسي درييلاق نيست و علي ميرزاتنها فرديست كه با گله گوسفندان خود درمحل حضور دارد كه در دو هفته آينده او نيز منطقه را ترك خواهد كرد.اين جوان مهربان با خوشرويي مارا پذيرا ميشود و با توجه به مه آلود بودن مسير پيشنهاد ميكند تا رسيدن همكارش در آنجا توقف كنيم ،اهالي منطقه را تالش ها ترك زبانان وتات ها (پارسي زبانان) تشكيل ميدهند كه در كنارهم ساليان درازيست زندگي ميكنند،پس از آمدن فتح الله همراه علي ميرزا منطقه را ترك ميكنيم وحدود 11.35 به محلي سرسبز با كوه وتپه هايي سنگي ميرسيم كه گارگالان (محلي كه برف در آن مي ماند) وارد ميشويم بعد از پرسيدن مسير از چوپاني كه در آن نزديكي است با علي ميرزا خداحافظي ميكنيم و به راه ادامه ميدهيم ما اكنون در استان گيلان هستيم و سرسبزي ونمناكي هوا محسوس است.در ساعت14.40به ييلاق دايله سر وارد ميشويم كه خالي از سكنه است بعد از گذشت از رود گمبو وچند رود كوچك ديگر كه كم آب است در سمت چپ مسير به تخته سنگهاي بزرگي برميخوريم كه به گنبدهاي كتيله معروفند وپس از طي مسافتي به منطقه اي ميرسيم كه روستاي شيله چال در سمت چپ ودر پايين دست قراردارد، مسير را ادامه ميدهيم وبعداز گذشتن از چشمه آبي كه دركنار آن استراحت وناهار صرف ميكنيم بطرف ييلاق مته خاني رهسپار ميگرديم ساعت 16.30به مته خاني مي رسيم اينجا محل مناسبي براي شب ماني است وامكان اجاره ساختمان نيز وجود دارد، با راهنمايي يكي از ساكنين بطرف شمال حركت ميكنيم و پس از طي مسافتي در مسيري سرسبز حدود 17.30وارد جنگل ميشويم ازاين ببعد با توجه به تاريكي هوا وشيب تند ولغزندگي مسير بجهت باران شب قبل حركت با احتياط وسرعت كمتري ادامه دارد شايد شب ماني در مته خاني و حركت در روز در جنگل گزينه بهتري بود در هر صورت به راه ادامه ميدهيم وبعد از رسيدن به محلي كه لوله پوليكا آب را به پايين هدايت ميكرد در امتداد لوله بطرف قلعه رودخان راهي شديم كم كم نور چراغهايي از دور دست نويد رسيدن به پايان برنامه را ميداد ولي تا رسيدن به قلعه هنوز راه زيادي در پيش است.سرانجام ساعت19.50 آخرين استراحت را در پاي ديوار قلعه كرديم وپله هاي سنگفرش را تا رسيدن به محل پاركنيگ پيموديم .

قلعه رودخان نام قلعه اي تاريخي متعلق به دوران سلجوقي در 20 کيلومتري جنوب دهستان گوراب پس در بخش مرکزي شهرستان فومن در استان گيلان است.
اين قلعه با 26 هکتار مساحت بر فراز ارتفاعات روستاي "قلعه رودخان" که نامش را از اين دژ عظيم گرفته است، قرار دارد. ديوار قلعه 1500 متر طول دارد.
ارتفاع اين قلعه بين 655 تا 715 متر از سطح دريا است که در خط الرأس یکی از ارتفاعات منطقه با نام محلی "قلعه ژیه" واقع شده است. در جهت شمال باختري قلعه، رودخانه ای به همین نام جاری است که از ارتفاعات پشت کوه و ماسوله داغ تالش - حد فاصل استان گیلان و زنجان - سرچشمه می گیرد.
. براي دسترسي به قلعه ازپارک جنگلي بايد مسير 1/5 کيلومتري صعود تا محل قلعه را از راه پله احداث شده، عبور كرد و از اين رو قلعه معروف به قلعه هزار پله است.
قلعه رودخان از دو بخش ارگ (محل زندگي حاکم و حرمسراي وي) و قورخانه (محل فعاليت هاي نظامي وزندگي سربازان) تشکيل شده است.
ارگ در بخش باختري اين بنا در دو طبقه واقع شده و جنس آن از آجر است. قراول خانه ها در بخش خاوري در دو طبقه با نورگيرها و روزنه هاي متعدد بر اطراف مسلط است.
چشمه اي نيز ميان قلعه و گودترين محل آن وجود دارد..
برج هاي ديده باني دور تا دور قلعه را احاطه کرده که اتاق هاي هشت ضلعي آن با طاق هاي گنبدي پوشانده شده است. دور تا دور ديوارها و برج ها روزنه هايي شيب دار ديده مي شود که براي ريختن مواد مذاب و تيراندازي تعبيه شده اند.
.
همنوردان اين برنامه:حسين جمالي(مربي تيم وسرپرست برنامه)،اشرفي (سرپرست گروه)،
اثني عشري،افقري،براتي،بهارلو،پورفر،ترابي،روحاني،زنجاني،صابريان،طبرستاني،عبدلي،عزيزي،عليييان،
كريمي،مخترع،مير،يزداني،نجم الدين

۱۳۸۸ مرداد ۱۷, شنبه

دماوند


يكبار دگر كوله بار سفر بستيم و با همنوردان گروه يك كوهنوردي واسكي ذوب آهن اصفهان راهي دماوند شديم و مسير جنوبي را براي رسيدن به چكاد اين كوه سر بلند پيش گرفتيم. نمي دانم دراين "ديو سپيد پاي در بند" چه رازي نهفته است كه زماني كه بسويش رهسپاري سر از پا نمي شناسي گويي آرش را در آن مي بيني كه سرود سربلندي و پايداري اين ملت بزرگ و دير پا را بر لب ميراند كه :
"كمانداري كمان گيرم
شهاب تيز رو تيرم
ستيغ سربلند كوه ماوايم
به چشم آفتاب تازه رس جايم
مرا نیر است آتش پر
مرا باد است فرمانبر ....."
وسپيده دمان كه عزم رفتن بر قله را داري چون او زمزمه مي كني :
" برآ ای آفتاب ای توشه امید
برآ ای خوشه خورشید
تو جوشان چشمه ای من تشنه ای بی تاب
برآ سر ریز کن تا جان شود سیراب
چو پا در کام مرگی تند خو دارم
چو در دل جنگ با اهریمنی پرخاش جو دارم
به موج روشنایی شست و شو خواهم
ز گلبرگ تو ای زرینه گل من رنگ و بو خواهم
شما ای قله های سرکش خاموش
که پیشانی به تندرهای سهم انگیز می سایید
که بر ایوان شب دارید چشم انداز رویایی
که سیمین پایه های روز زرین را به روی شانه می کوبید
که ابر ‌آتشین را در پناه خویش می گیرید
غرور و سربلندی هم شما را باد
امدیم را برافرازید
چو پرچم ها که از باد سحرگاهان به سر دارید
غرورم را نگه دارید "
وآنگاه پا بر كوه مي گذاري و بر بلنداي آن سرود زندگي سر ميدهي كه :
" آری آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست
گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست
ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست"
(اشعار از منظومه آرش كمانگير سياوش كسرايي)