۱۳۸۸ مهر ۱۴, سه‌شنبه

طارم (آب بر) به قلعه رودخان


بيست نفر از همنوردان گروه يك كوهنوردي واسكي ذوب آهن اصفهان چهارشنبه شب 8/7/1388اصفهان را براي رسيدن به منطقه طارم ترك نموديم ودر بامدادپنجشنبه در منجيل فرصتي پيش آمد تادور از محيط دود آلود شهر لطافت هواي پاك كوهستان را تجربه كنيم.در كنار پارك مشرف به درياچه سد سفيد رود ودر پناه درختان هميشه سبز زيتون صبحانه را صرف كنيم و در ساعت 30/7منجيل را جهت رسيدن به شهر آب بر ترك نمائيم.پس از گذشتن از گيلوان در ساعت 30/9وارد آب بر شديم، آب بردرمنطفه طارم زنجان ابتدا گذرگاههاي چندي است براي رسيدن به نقاط گوناگوني در استان سرسبز گيلان، وما مسير آب بر به قلعه رودخان را پيش گرفتيم.
از آب بر تا روستاي باكلور(بال كلور)را مي توان از دره اي كه بستر رود چيني لر (رود باكلور)است طي كردكه مسير زيبا و پر درختيست ولي با توجه به فراز تند دره وكوله سنگين شروع خسته كننده ايست بنابراين با كرايه دودستگاه نيسان جاده خاكي پرپيچ وخم آب بر تا باكلور راطي نموديمودر ساعت 15/10به دهكده باكلور رسيديم اسن روستادر ارتفاع 1350متري از سطح دريا قرار داردو زلزلهخرداد1369ويران واز سكنه خالي شد،اهالي به آب برويا شهرهاي ديگر كوچ نمودند ولي باغها پابرجاست و در تابستان عده اي از سكنه براي سركشي به آنها وهمچنين زنبورداري به روستا سزميزنند.با نگاهي كوتاه به باقيمانده روستا روشنگر اين نكته است كه بيشينه تلفات در رويدادهاي ناگوارطبيعي به جهت نامناسب بودن ساختمانهاي مسكوني است استواري مسجد وساختمان آجري ذيگر در روستا گواه بر اين گفتار است.
باكلور در محل پيوستن دو رود هزار و كوثر ايجاد شده كه از پيوستن دو رود پيش گفته رود باكلور بوجود مي آيد. ميتوان از روستا دو مسير را انتخاب كرد مسير شمال خاوري كه پس از گذشتن از رود وگذز از روستا امكان پذير است ومسير شمال باختري كه بدليل امكان ناپذير بودن گذر از رود برگزيديم كه مسيري درازتري است بنابراين در راهي باريك كه براي ساخت خط لوله آب ايجاد شده بود ودر راستاي خط لوله وچاهكهاي فشارشكن تا محل سازه هاي بتني هدايت آب طي طريق كرديم (ساعت 12.00) واين آخرين جايي است كه ميتوان با ماشين بدان رسيد.
در امتداد دره اي در جهت چپ لولهبه بالا حركت كرديم وپس از طي مسافتي به درياچه اي ميرسيم كه بعلت رانش زمين در زمان زلزله وبا پرشدن خروجي رود ايجاد شده است.از سمت جنوب درياچه بسوي بالاوسمت شمال خاوري وارد دره ككمه مي شويم (احتمالا حركت در امتداد درياچه به سمت شمال نيز مسير ديگري است كه با بدست آوردن اطلاعات از اهالي ميتواند مورد استفاده قرار گيرد) دره ككمه مسيري پرفراز وصخره اي است با پوشش كم گياهاني چون انگور وحشي،تمشك ،زرشك، گلپروكوكنار(خشخاش وحشي) وبگفته اهالي حيوانات وحشي چون خرس، پلنگ ،گراز،آهو وكل ..در زمان بالا رفتن ازدره، قله سه سنگان كه از ستونهاي سنگي تشكيل شده در سمت چپ نمايان است.

حدود ساعت17.00به بالاي دره وبه گردنه مهدي خاني ميرسيم ،مسير طي شده از درياچه تا اينجا در اين زمان از سال خشك است با يكي دو چشمه كم آب ،با توجه به نزديكي غروب آفتاب با آنكه چشمه ساري در اطراف نبودجهت شب ماني بر روي گردنه چادر زديم (ارتفاع 2400). باد ملايمي كه در ابتدا شب ميوزيد در نيمه شب شدت يافت وسپس با باراني همراه گشت كه تا بامداد ادامه داشت،پس از برچيدن چادرها هرچند اطراف را مه گرفته بود به رفتن ادامه داديم،در پايين گردنه راه پايكوبي بود كه ما سمت باختر را انتخاب وراهي شديم پس از گذشتن از دره علي اولان (علي مرده ) به ييلاق واژارگاه (بمعني گردنه باد) در ارتفاع 2500متري ميرسيم ، منطقا ديگر خشكي مسير روز قبل را ندارد محيطي سبز با چشمه اي آب واطاقهاي ساخته شده از سنگ بصورت خشكه چين كه گاجه ناميده ميشود، باتوجه به سردي هوا كسي درييلاق نيست و علي ميرزاتنها فرديست كه با گله گوسفندان خود درمحل حضور دارد كه در دو هفته آينده او نيز منطقه را ترك خواهد كرد.اين جوان مهربان با خوشرويي مارا پذيرا ميشود و با توجه به مه آلود بودن مسير پيشنهاد ميكند تا رسيدن همكارش در آنجا توقف كنيم ،اهالي منطقه را تالش ها ترك زبانان وتات ها (پارسي زبانان) تشكيل ميدهند كه در كنارهم ساليان درازيست زندگي ميكنند،پس از آمدن فتح الله همراه علي ميرزا منطقه را ترك ميكنيم وحدود 11.35 به محلي سرسبز با كوه وتپه هايي سنگي ميرسيم كه گارگالان (محلي كه برف در آن مي ماند) وارد ميشويم بعد از پرسيدن مسير از چوپاني كه در آن نزديكي است با علي ميرزا خداحافظي ميكنيم و به راه ادامه ميدهيم ما اكنون در استان گيلان هستيم و سرسبزي ونمناكي هوا محسوس است.در ساعت14.40به ييلاق دايله سر وارد ميشويم كه خالي از سكنه است بعد از گذشت از رود گمبو وچند رود كوچك ديگر كه كم آب است در سمت چپ مسير به تخته سنگهاي بزرگي برميخوريم كه به گنبدهاي كتيله معروفند وپس از طي مسافتي به منطقه اي ميرسيم كه روستاي شيله چال در سمت چپ ودر پايين دست قراردارد، مسير را ادامه ميدهيم وبعداز گذشتن از چشمه آبي كه دركنار آن استراحت وناهار صرف ميكنيم بطرف ييلاق مته خاني رهسپار ميگرديم ساعت 16.30به مته خاني مي رسيم اينجا محل مناسبي براي شب ماني است وامكان اجاره ساختمان نيز وجود دارد، با راهنمايي يكي از ساكنين بطرف شمال حركت ميكنيم و پس از طي مسافتي در مسيري سرسبز حدود 17.30وارد جنگل ميشويم ازاين ببعد با توجه به تاريكي هوا وشيب تند ولغزندگي مسير بجهت باران شب قبل حركت با احتياط وسرعت كمتري ادامه دارد شايد شب ماني در مته خاني و حركت در روز در جنگل گزينه بهتري بود در هر صورت به راه ادامه ميدهيم وبعد از رسيدن به محلي كه لوله پوليكا آب را به پايين هدايت ميكرد در امتداد لوله بطرف قلعه رودخان راهي شديم كم كم نور چراغهايي از دور دست نويد رسيدن به پايان برنامه را ميداد ولي تا رسيدن به قلعه هنوز راه زيادي در پيش است.سرانجام ساعت19.50 آخرين استراحت را در پاي ديوار قلعه كرديم وپله هاي سنگفرش را تا رسيدن به محل پاركنيگ پيموديم .

قلعه رودخان نام قلعه اي تاريخي متعلق به دوران سلجوقي در 20 کيلومتري جنوب دهستان گوراب پس در بخش مرکزي شهرستان فومن در استان گيلان است.
اين قلعه با 26 هکتار مساحت بر فراز ارتفاعات روستاي "قلعه رودخان" که نامش را از اين دژ عظيم گرفته است، قرار دارد. ديوار قلعه 1500 متر طول دارد.
ارتفاع اين قلعه بين 655 تا 715 متر از سطح دريا است که در خط الرأس یکی از ارتفاعات منطقه با نام محلی "قلعه ژیه" واقع شده است. در جهت شمال باختري قلعه، رودخانه ای به همین نام جاری است که از ارتفاعات پشت کوه و ماسوله داغ تالش - حد فاصل استان گیلان و زنجان - سرچشمه می گیرد.
. براي دسترسي به قلعه ازپارک جنگلي بايد مسير 1/5 کيلومتري صعود تا محل قلعه را از راه پله احداث شده، عبور كرد و از اين رو قلعه معروف به قلعه هزار پله است.
قلعه رودخان از دو بخش ارگ (محل زندگي حاکم و حرمسراي وي) و قورخانه (محل فعاليت هاي نظامي وزندگي سربازان) تشکيل شده است.
ارگ در بخش باختري اين بنا در دو طبقه واقع شده و جنس آن از آجر است. قراول خانه ها در بخش خاوري در دو طبقه با نورگيرها و روزنه هاي متعدد بر اطراف مسلط است.
چشمه اي نيز ميان قلعه و گودترين محل آن وجود دارد..
برج هاي ديده باني دور تا دور قلعه را احاطه کرده که اتاق هاي هشت ضلعي آن با طاق هاي گنبدي پوشانده شده است. دور تا دور ديوارها و برج ها روزنه هايي شيب دار ديده مي شود که براي ريختن مواد مذاب و تيراندازي تعبيه شده اند.
.
همنوردان اين برنامه:حسين جمالي(مربي تيم وسرپرست برنامه)،اشرفي (سرپرست گروه)،
اثني عشري،افقري،براتي،بهارلو،پورفر،ترابي،روحاني،زنجاني،صابريان،طبرستاني،عبدلي،عزيزي،عليييان،
كريمي،مخترع،مير،يزداني،نجم الدين

هیچ نظری موجود نیست: